اختلال وسواس فکری و عملی را کاملتر بشناسیم

وسواس عبارتست از رفتارها، عقايد، افكار يا تصوراتي كه تكرار شونده مزاحم و پايدار هستند و موجب بروز رفتارهای تکرای،اجباری و افراطی در فرد شده و کارکرد زندگی روزمره فرد را دچار اختلال میکند.

وسواس فکری افکار، تصاویر و تکانه هایی هستند که مرتبا در ذهن فرد تکرار می شوند و به نظر می رسد خارج از کنترل فرد هستند و علی رغم میل او به ذهنش می آیند. مثل اینکه فرد مدام فکر می کند مبادا دستش آلوده باشد (فکر وسواسی) و برای کاهش نگرانی از آلوده بودن دستش آن را مدام می شوید (اجبار یا وسواس عملی).

اختلال وسواس اختلالي مزمن است كه بر روابط درون فردي و بين فردي تأثير ميگذارد. نشانه اصلي وسواس، وجود وسواس هاي فكري و عملي مكرر و ناتوان كننده است. وسواس هاي فكري(obsessions) عبارتند از افكار، تصاوير ذهني پايدار و تكانه هاي (impulses) ناخواسته و مزاحم كه معمولاً از جانب فرد به عنوان افكار، تصاوير و تكانه هاي ناسازگار، بي معني، ناپذيرفتني و مقاومت ناپذير تلقي ميشوند كه به پريشاني آشكار منجر ميگردند.

وسواس ها 2 نوع اند:  فکری و عملی

11 144 th3 20181010152751530 770x480 1 scaled 1

اختلال وسواس اختلالي مزمن است كه بر روابط درون فردي و بين فردي تأثير ميگذارد. نشانه اصلي وسواس، وجود وسواس هاي فكري و عملي مكرر و ناتوان كننده است. وسواس هاي فكري(obsessions) عبارتند از افكار، تصاوير ذهني پايدار و تكانه هاي (impulses) ناخواسته و مزاحم كه معمولاً از جانب فرد به عنوان افكار، تصاوير و تكانه هاي ناسازگار، بي معني، ناپذيرفتني و مقاومت ناپذير تلقي ميشوند كه به پريشاني آشكار منجر ميگردند.

كيفيت مزاحم و نامناسب وسواس فكري تحت عنوان «خود ناهمخوان» (ego-dystonic) ذكر ميگردد و اين پديده حاكي از آن است كه فرد مبتلا با اينكه با محتواي وسواس فكري بيگانه است و آن را تحت كنترل خود نميداند، اما قادر به تشخيص اين نكته است كه وسواسهاي فكري محصول ذهن خود او هستند و از خارج تحميل نميشوند. وقتي وسواسي فكري اتفاق ميافتد با احساسهاي ناراحتي(discomfortا) اضطراب و خنثي سازي جبران(neutralizing) همراه است.

خنثي سازي اغلب شكل رفتار اجباري (compulsive behavior) همانند شستن و يا وارسي كردن به خود ميگيرد. وسواس هاي عملي(compulsions) رفتارها يا پاسخهاي ذهني تكراري، قالبي و قصدمندانه اي (intentional) هستند كه بيمار از نظر ذهني، براي عمل كردن به آنها احساس اجبار ميكند و غالباً در برابر آنها مقاومت مينمايد. وسواس هاي عملي اغلب به وسيله
وسواسهاي فكري تحريك و ايجاد ميشوند و چون ميتوانند اضطراب يا آشفتگيِ ناشي از وسواس را، سريع اما گذرا، كاهش دهند، تقويت ميشوند.

انواع اختلال وسواس فکری و عملی از نظر محتوا:

اختلال وسواسی ـ جبری چهار الگوی عمده دارد:

۱-آلودگی : شایع ترین الگوی وسواس آلودگی است که با شستشو دنبال می شود یا با دوری کردن اجباری از شیء فرضا آلوده همراه است.(وسواس شست شو)

۲– تردید بیمارگونه : شک و تردید دومین الگوی شایع وسواس است که با اقدام اجباری برای امتحان کردن دنبال می شود. فکر وسواسی متضمن یک خطر یا خشونت است. چنین بییمارانی همیشه به دلیل فراموشکاری احساس گناه می کنند.

۳- افکار مزاحم : فکر وسواسی بدون عمل وسواسی که معمولا افکار تکراری یا پرخاشگرانه ی قابل سرزنش است.

۴- تقارن : متقارن بودن و دقت چهارمین الگوی شایع است که به کندی وسواسی منجر می شود. برای مثال فرد ساعت ها صرف اصلاح ریش خود می کند.

خصوصیات مشترک بین افکار و اعمال وسواسی کدام اند؟
  • یک فکر یا تکانه مصرانه و مبرم خود را وارد هوشیاری مینماید.
  • احساس اضطراب شدید با تظاهر اصلی پدیده همراه شده و غالبا منجر به اقدامات تدافعی در مقابل فکر یا تکانه اولیه میگردد.
  • فکر یا عمل وسواسی نسبت به تجربه شخص، نوعی رفتار یا فکر بیگانه و غیر منطقی مینماید.
  • بدون اعتنا به وضوح و عمل فکر وسواسی، شخص به پوچی و غیر منطقی بودن آن واقف است.
  • شخص مبتلا به فکر و عمل وسواسی، میل شدیدی برای مقاومت در مقابل آن ها احساس میکند.

درمان های رایج اختلال وسواس کدام اند؟

رواندرمانی و دارودرمانی OCD

رواندرمانی و دارودرمانی در کاهش قابل ملاحظه ای از علایم اختلال وسواس موثزند. اما همواره اثبات شده است که اثرات دارودرمانی فقط تا دوره ایست که فرد به مصرف دارو ادامه داده و در صورت قطع درمان، بخشی از علایم بازگشت مینمایند. همچنین دارودرمانی دارای عوارضی بوده است که در برخی امکان استفاده از این روش با توجه به مضررات آن وجود ندارد.

رواندرمانی و مشاوره به تنهایی نیز بعلت وجود اضطراب درونی شده زیاد و نقایصی در عملکرد زیست شناختی و عصب شناختی مغز، کارایی چندانی بر جای نمیگذارد و در واقع نوعی درمان سطحی محسوب میگردد.

عصب درمانی یا نوروتراپی وسواس چیست؟

نوروتراپی

در درمان با نوروفیدبک و سایر تجهیزات نوروتراپی(TDCS، AVER،RTMSو…) از الکتروآنسفالوگرافی(نقشه مغزی) به عنوان مقدمه ای برای اجرای درمان استفاده میشود. بدین صورت که ابتدا الگوی امواج مغزی در اختلال مشخص میشود، سپس میزان انحراف امواج از الگوی طبیعی از طریق QEEG تعیین میشود. با توجه به ارزیابی انجام شده و تعیین دقیق ضعف های عملکردی در سیستم عصبی مرکزی (مغز)، پروتکل ها یا طرح های درمانی به منظور تقویت و اصلاح عملکرد آن بخش از مغز صورت میگیرد.

عصب درمانی یا نوروتراپی روشی کاملا علمی و اثبات شده است که توسط ابزار و تکنولوژی هایی از قبیل نوروفیدبک، بیوفیدبک، TDCS،RTMS, AVE و… صورت میگیرد.

در واقع این ابزارها به متخصص روانشناسی بالینی کمک میکنند تا بتواند در کنار روش های رواندرمانی و در موارد خاص تر دارودرمانی و یا حتی بدون نیاز به آنها، عملکرد مغزی فرد را بهبود و اصلاح نماید.

بیشتر بدانیم: نوروفیدبک چیست؟     TDCS چیست؟